سرمقاله نشریه شماره ۱۷۵ آوای ماکو - به قلم رضا منصرف عضو شورای شهر ماکو
فضاي مه آلود ارتفاعات كوهپايه هاي قدرت و رگبار و رعد و برق پراكنده در نواحي پست كشور ، جو ناپايداري را در آغاز فعاليت شوراهاي اسلامي دوره سوم و انتخابات دوره هشتم مجلس پديد آورده است كه بنوبه خود قابل بررسي مي باشد .
منتخبين مردم در انتخابات 24 آذر 86 كه هر كدام به تاسي از فاكتورهاي متفاوت از جمله : تعصبات محله اي - قومي - قبيله اي ، و بعضا نيز بعلت ملاحظه سوابق اجرايي - ميزان تعهد و صداقت در رفتار و كردار و...... كه در غياب وجود احزاب و تشكل هاي قوي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي ، تاثير گذار شده بودند و حلقه هاي ناهم شكل و غير موزون را براي تشكيل شوراهاي اسلامي شهر و روستا را به هم وصل مي كردند ، نتيجه هر انتخابات عليرغم اينكه اميدهاي مردم را براي درمان بيماريهاي مزمن شهر ، و حدود انتظارات آنان را افزايش مي دهد ، ولي بررسي جزيي اين فرايند طي چهارماهه گذشته و آغاز فعاليت رسمي اين تشكل مردمي را در برخي شهرها از هم اكنون در هاله ابهام قرار داده است .و اين هاله در شهرهايي كه از معضلات پيچيده برخوردار است ، نمود عيني بيشتري مي يابد كه كوتاهي و يا ضعف عملكرد فردي يا گروهي ، گرچه در دوره هاي بعدي مورد ارزيابي مردم قرار خواهد گرفت ولي آنچه بيشتر از همه مهمتر است ، سپري شدن زمان خدمت به مردماني است كه با هزاران اميد در پاي صندوقهاي راي حاضر شدند و ملاحظه ناكارآمدي - اختلاف - سياسي كاري از آنها گناهي نابخشوني است كه تك تك منتخبين در قبال آن مسووليت خطير اجتماعي دارند و پاسخگو هستند ...
اينجانب كه از بعد از مرارتهاي طاقت فرساي قبل از انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا و رد صلاحيت هاي سليقه اي و فشارهاي سنگين مغرضان ، بالاخره در دو روز باقيمانده به انتخابات جواز حضور در اين عرصه را كسب كرده ، و در انتخابات نيز با اقبال گسترده مردم فهيم ماكو از تمام قشرهاي مختلف بعنوان اولين سرنشين قايق ظاهراً » 5 نفره اي ! « شده ام ، مرور رويدادهاي چند ماهه و دخالت هاي موثر افراد مسئله دار در اين جريان ، نشان مي دهد ، اين قايق كه ظاهرا بر سطح رودي آرام در حركت است ، در دلش چنان از تهوع سنگيني برخوردار است كه مقصد نهايي آن مشخص نبوده و جز ناكجاآباد مسيري ديگري بر آن متصور نيست !!
در تداوم تحمل اين مسووليت سنگين ، با اينكه آرزو و علاقه فراواني داشتم در كنار ساير منتخبين مردم با تمسك به اخلاق نيكو ، ادب ، تعامل ، مدارا ، صداقت ، امانت داري ، تفكر شورايي ، عدالت محوري و دميدن روحي تازه در رسيدن به سر مقصود نهايي خدمت و بازكردن گره هاي كور سرراه زندگي معقول مردم از جمله ( طرح تعريض خيابان امام - ساماندهي وضعيت عمومي و بهبود وضعيت عمران و آباداني شهر و .... )كمك و ياور هم باشيم . ولي زهي خيال باطل و هزاران تاسف ، و خوش باوري به حركت در چنين قايق شكسته كه داراي سكانداران صوري ضعيف و پشت پرده با برخورداري از يك بدنه محفلي كه در به چالش كشاندن شوراي دوم از هيچ تلاشي دريغ نكردند .... ، قطعا تحمل شلاق امواج سنگين مسير طولاني را نداشته و از همين آغاز حركت ، علايم متلاشي شدن آن هويدا گرديده است
طبيعي است اينگونه قايقهاي شكسته در طي اين مسير نامعلوم ! در هر شهري ، چنان با موج هاي شكننده همراه خواهد بود كه حتي كشتي هاي حاشيه اي هدايت گرنيز كه متشكل از افراد مشترك المنافع هستند ، توان نجات محفل نشينان را نداشته و با نيشخند و ريشخندي مليح و مغرورانه و با سردادن قهقهه مستانه ، بر فرورفتن سر سپردگان جان بر كف ! و نقش آفرينان سريال (عبور از مهر ، بسوي مه !! ) را در غروبي دل انگيز نظاره خواهند نمود . و مردم نيز در آينده اي نه چندان دور ، ناتواني حاصل از جهل - خود پرستي - خودبزرگ بيني - نشناختن شان و منزلت خويش و منتخبان و ثاثير پذيري بي اندازه از حاشيه را ملاحظه خواهند كرد كه كساني با مغز جامد و همراهي افرادي با مواضع شناور و كنترل از راه دور!!! و تامين اهداف خفاشان .... مجلس محلي شهر را بازيچه خواست هاي محفلي و عروسكان كوكي ! كرده و اين طفل نارس را سقط مي كنند ......! دنبال چه اهدافي هستند ....
براستي اين مدعيان باشگاههاي مختلف كه در انتخابات به مردم قولهاي طلايي هم داده اند قرار بود در قالب عضو تيم شهر و بخاطر منافع شهر گام بر دارند ، و در اين درياي خروشان و بين امواج خشمگين همدل و هم فكر طوري عمل كنند كه بجاي تاثير پذيري از القائات بيروني و نظر سازيهاي محفلي ، رياست طلبي و حب دنيا ، سعايت و كينه و نفرت و خود بزرگ بيني و فارغ از بنگاههاي معاملاتي و باشگاهي .....! به استقلال راي خويش و باورهاي صادقانه موكلين (از ناله هاي زن بيوه گرفته تا كودكان يتيم و قشر محروم و مظلوم جامعه ) منتخبين صحه گذاشته و با شجاعت ، عشق و ايثار ، فداكاري و صداقت و عدالت و شناختن جايگاه واقعي خويش و رعايت حريم ديگران .... آئينه حق نما را شفاف و خود نما را تيره و كدر سازند و اين امانت سنگين را سالم به سرانجام مقصود برسانند.... كجا رفتند و چه جوابي براي مردم خواهند داشت !؟ . كه فضاي صميمي و مملو از خدمت را به لجنزار تبديل كردند و در تحقق اهداف خويش تا جايي پيش رفتند كه چندين تن از منتخبان در شهرهاي منطقه ازوضعيت تركيب ها ناراضي و در فكر انصراف و استعفا نيز افتاده اند !!؟
با اين مقدمه و مرثيه خواني رنج آور، از محتواي جلسات تشكيل شده منتخبين شوراها در برخي شهرها ، مواردي وجود دارد كه قلم از نوشتن آن عاجز است ..... و چه بسا درج آن براي آيندگان و ملت درسي بزرگ ميدهد كه اگر تفكري در بين باشد.
در تركيب هايي كه هيچ كس به حق خويش قانع نيست ، ميزان راي مردم ، تحصيلات ، شعور و آگاهي ملاك نيست ، از استقلال راي خبري نيست ، نظرات ديكته شده و منتخبان، مجريان مسلوب الاختيار هستند و عده اي شوراي شهر را با شركت سهامي خاص عوضي گرفته و با تبديل آن به حيات خلوت خويش ، اين محل مقدس خدمت رساني به مردم را آبستن هر گونه حوادث ساخته اند ، چه انتظاري مي توان داشت تا دردي از آمال اين مردم بدبخت درمان گردد .
گرچه در اين مدت و ملاحظه اختلافات عميق منخبين مردم در منطقه بلحاظ اينكه خودم نيز عضو شوراي شهر ماكو بودم بخاطر منافع مردم دندان بر روي جگر گذاشتم تا اختلافات شورا را به بيرون و بين مردم نكشانيم ولي ملاحظه برخي كارها و پخش نمودن شايعات نادرست در جامعه ، ناچارا بر اساس عهد و پيمان خود با موكلينم و تنوير افكار عمومي تصميم گرفته ام، عليرغم تاكيدات برخي منتخبين ! كه (مدعي هستند نبايد مسايل شورا به بيرون درز نمايد )، مراتب را منظم به اطلاع آن عزيزان برسانم و در عين حال همين حق را (بصورت رايگان )، براي ساير اعضاي شوراي شهر منطقه محفوظ مي دانم تا توضيحات خود را براي تنوير افكار عمومي شهرشان بيان كنند ...
لذا با توجه به قصد عمدي بازي نمودن با آراي اكثريت مردم و بي اعتبار خواندن آن توسط برخي افراد ، اينجانب عليرغم داشتن برنامه مدون براي حل مشكل تعريض و مبارزه با زمين خواران و ساماندهي امورات شهر ، كه بخاطر حفظ منافع عمومي شهر بر روي منافع و خواسته هايم پا گذاشته ام ، استخوان در گلو و خار در چشم !! با استفاده از خرد و شعور جمعي از سه راهي (استعفاء و شانه خالي كردن ....... تطميع و خود فروشي ......... و مقاومت به هر بهايي و تحمل هزينه هاي سنگين ) به سلامت عبور كرده و با بررسي تمام جوانب به اين باور رسيده ام كه ، بخاطر حفظ منافع مردم و سرمايه گذاري از آبروي خويش همچون »چشمي بيدار« و با استفاده از تمام توانمندي خويش و ساير دوستان و بزرگواران همفكر براي صيانت از آراي مردم و خنثي سازي پروژه هاي از قبل برنامه ريزي شده !، در جمع تركيب شوراي شهر بمانم ، تا حداقل ، مردم از ما وقع حوادث و اتفاقات مطلع گردند .
با اين حال عليرغم تحمل اين ناملايماتي ها ،و رهايي از چالش هاي پيش آمده ، و هشدار به عواقب اعمالمان ، اول خود و بعداً ساير منتخبان مردم در قالب شوراهاي اسلامي شهر را ، به رعايت تقواي الهي و شجاعت صداقت در رفتار و كردار و بيان حقايق و يكدلي و دوري از برخي بازيها دعوت مي كنم و اميدوارم با درس گرفتن عملي از اين مطلب كه ( هر كسي نفاق بكارد فتنه درو خواهد كرد) تخم صداقت را در اين شوره زار لم يزرع بكاريم كه شايد شاهد رويش گلهايي را در بوستان سبز شهرباشيم ، تا با استفاده از خرد جمعي و فارغ از تعلقات القايي ، معضلات اصلي شهررا شناسايي و با ارايه راهكارهاي منطقي و استواري كامل در تحقق اهداف مردم تلاش كنيم والا تيم هاي ضعيف قبل از بازي ، خود را باخته و نتيجه را واگذاركرده اند ....
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي
دل ز تنهايي به تنگ آمد خدايا همدمي
+
نوشته شده در جمعه
1386/02/21ساعت 2:9 توسط آوای ماکو
|